تبلیغات
ღ♥خاطرات دختر آتش♥ღ - مغایرت های زمان ما(قسمت اول)
تاریخ : پنجشنبه 13 مرداد 1390 | 12:21 ق.ظ | نویسنده : عطیه

مغایرت های زمان ما
paradox of our times


ما امروز خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچک تر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر
today we have bigger houses and smaller families; more conveniences , but less time

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پائین تر؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتری داریم
we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ دارو های بیشتر اما سلامتی کمتر
we have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیر وقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب بر می خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی به ندرت دعا می کنیم
we spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

چندین برابر مایملک داریم اما ارزش هایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه ی کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم
we have multiplied our possessions, but reduced our values. we talk too much, love too little and lie too often

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سال های عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سال های عمرمان
we've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years

ما ساختمان های بلند تر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریک تر
we have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, narrower viewpoint

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم
we spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه ی جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم
!
we've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street too meet the new neighbor

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را
we've conquered outer space, but not inner space. we've split the atom but not our prejudice

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم
we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، در آمد ها بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر
we've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

کامپیوتر های بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم
we build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. we are long on quantity, but short on quality

ادامه دارد...